عیدتون مبارک
دلم براتون تنگ شده
برای همه ی اونایی که نمیتونن بیان فیسبوک و این جا منتظره ما میشن
از همتون عذر خواهی میکنم
عیدتون مبارک
" یا مقلب القلوب و الابصار ثبت قلوبنا علی دینک "
هر چه با خود کلنجار می روم برای بیان زیبا تر نمیبینم تا با آن سال را آغاز گویم ، سالی که بر خلاف همگان برای من جسمی
تصنعی و بی روح نیست .
روحش را تو در آن می دمی و فرهنگ کشورم آن را تقویت می کند و بابلان با نغمه های دلنشینشان بر آن مهر تایید می زنند ،
سالی گذشت و حالی نشد دصیب !!!!!
انتظار همچنان باقیست و سال سر می آید ، گل ها زنده می شوند و بوی مستانه می زنند ، باد هم در همین حوالی بیکار نیست ،
صدای قه قهه هایش کم و بیش در گوشم طنین می افکند .
شاید اگر سال به سر آید و درختان قد علم کنند ، بار دیگر سر از خاک برون آورم و مجال شستن چشم هایم را بیابم و نشانه های عظمت تمدنم را بیشتر احساس کنم .
وقتی صدای شیپور آسمانی تحویلش به صدا در می آید ، همان سر و صدایی که قبلا برایم آزار دهنده بود ، حالا التیامی است برای درد دوری منتظری که ما نیز انتظارش را می کشیم و شاید لحظه ای محیا باشد تا با دیدن شادی دیگران دستی بر خانه ی دل انداخته
غبارش را کمی تکان دهیم ، اما دیگر بعد از آن همه خاک تکانی های خانگی ، رمقی برای این دل بی نوا بر جا نمانده است .
آری نوروز دیگر نوروز نیست . حالا دیگر بهانه ای است برای پول جمع کردن بچه ها و تعطیلی چندین روزه خیلی از ما آدم ها .
شاید اگر نوروز همچنان نوروز بود ، چشممان را به آسمان می دوختیم ، جشن فرشتگانی را می دیدیم که تحویل سال کهن ایرانی
را پای کوبی می کنند ، این بار دیگر معترف بودیم که"برگ درختان سبز در نظر هوشیار هر ورقش دفتری است معرفت کردگار"
آری این برگ ها حالا از همیشه سبز ترند و قلب هایمان آماده ثبت در دفتر ثبت نام الهی ، هزینه فقط اراده ی ماست ، به همین مفتی !!
هر کس به طریقی صفت حمد تو گوید بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه "
حسین رجبی فقیهی
خدایا قدرتی ده تا آنچه تو دوست داری در قلبم بگذارم...